خرید بک لینک
کاش میشد نازنین امشب نگارم میشدییا شبی مهمان قلب بی قرارم میشدی من به گیسوی تو دل می بستم ایآرام جانتا تو آرام تمام روزگارم میشدی بی تو هرفصلی زمستان شد در ایندنیای ماکاش آقاجان گل و باغ و بهارم میشدی پرده بردار از رخ ای عالم فدای روی توتا دمی را قبله ی چشم خمارم میشدی در قنوتم جلوه کن ای جلوه مهر خداتاکه در هر لحظه تکبیر و شعارم میشدی لیلی و مجنون فقط افسانه بود ای آشناکاش لایق بودم آقاجان تو یارم میشدی کار نوکر دل سپردن کار مولا دلبریکاش میشد تا همه دار و ندارم میشدی افتخار نوکری را از گدای خود نگیرکاش در روز جزا هم اعتبارم میشدی حضرت خورشید رحمت من گرفتار تو امکاش نور پر فروغ شام تارم میشدی من ندارم حاجتی غیر از وصال ارباب منتا در این دلدادگی ایل و تبارم میشدی کاش میشد تا بیایی لحظه جان دادنمبعد از آن هم شاهد سنگ مزارم میشدی ✍ کربلایی سعید مرادی

برچسب: نویسنده: کاوه دادخواه تاريخ: جمعه 17 آذر 1396 ساعت: 20:51

صفحه بندی